که خب همیشه اونی نمیشه که ما میخواییم
هفته پیش یکشنبه که خوشحال از خواب پاشدم و با وسواس خاصی لباس انتخاب کردم
اینو فهمیدم همیشه همونجوری که خط و نشون می کشیم نمیشه
این من بودم که راحت از تموم شدن می گفتم ؟!
حالا انقد پر امید به آیندم چشم داشتم
نه اونقدر ناامید که به خودم بگم 6 ماه که چیزی نیست دختر ...
می دونی ؟
من برای عشقم که عکاسی بود سال ها انتظار کشیدم که حالا شدم اینی که هستم ....
پس چرا برای تو نخوام ی کم دیگه انتظار بکشم ؟
عزیزه ی حرف خوبی زد بم گفت وقتی میارزه چرا که نه ؟انتظار باید کشید
می ارزه جانم ...می ارزه انتظار برای تو
شاید ی روز باز دوباره خوشحال از خواب پاشدم و بیام برات بنویسم اینجا:
"زمان آینده میایی که بمونی برای همیشه "
خدا؟
نگاهتو از ما بر ندار
حتی اگه بدیم ...
آمین
برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان